سعید

خرید بک لینک

از خونه قبلی رفتیم و من اشک می ریختم اولین بار با محمد اتاق سمت راستیه ............... دانیال شیرینم اونجا به دنیا اومد

اما خونه جدید چیزی راجع بهش نمی تونم بگم فقط امیدوارم ..................

خونه امون کاملا بهم ریخته است باید خودمون یواش یواش کار کنیم و بچینیم همین فقط .

سعید چند روز پیش ما بود خوش گذشت سعید خیلی خوبه

ی بن 800 تومنی بهمون دادن

باید ده تومن دیگه طلا بفروشم 2.5 برای وام باید بدم و پول دفترخونه به اضافه 6 تومن کسری ای که دارم

قبل از این حدود 20 تومن طلا به فاطمه فروختم اون دستبند زنجیر و زنجیر نیم ست محمد .

حالا یا انگشتر تراشو میفروشم یا انگشتر شنی سر عقدم و گوشواره هام .

خیللی خالی میشم به اضافه اینکه 5.5 هم از هومن قرض گرفتم .

امروز بله برون سعیده براش ارزوی خوشبختی دارم .

میمونه پرده و البته هزینه سفر به مشهد که با منه.

محمد خسته و عصبانی از مر

ملی و زندگی ...

ما را در سایت ملی و زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: شنبه 27 اسفند 1401 ساعت: 16:39

صفحه بندی