محمد چند هفته ای هست که داره ما. جدیدی رو انجام میده از هر سه شب یک شب خونه نیست و شب کاره . به نظرم اینجوری بهتره چون کمتر تو گوشیه و بیشتر سرکار با اینکه نبودنش خیلی سخته اما به خاطر درآمد بیشتر و بیمه و حقوق ثابت ترجیح ام اینه که بره سر اینکار . امیدوارم اوضاع زندگی مون بهتر بشه . امروز رفتیم شهروند و کمی خرید کردیم ی بن دو تومنی داشتم .
تو ذهنم دارم کمی بی خیال میشم اگر قبول کردن با دورکاری ام که هیچی میرم وگرنه مرخصی بدون حقوق .
سروش نگاه کرد تو سایت تامین و یک ماه تا نوزده سال بیمه فاصله داشتم باید به بداقی زودتر زنگ بزنم .
یونا هرچی بخواد و نرسه بهش جیغ میکشه . هر کاری دانیال بخواد انجام بده اونم باید انجام بده .حتی خوردن بستنی ختی کار با مداد رنگی کندن نه دیگ . الان چهار تا دندون داره . شیکرم بسیار سرتقه . دانیال خیلی بهتره دارم از بایتش به ارامش میرسم. ارتباط م با محمد خیلی خیلی کم شده ولی هربار سر شار از شوق و شور میشم . اون ی سکوریتی به تمام معناست زیبا قوی جذاب قد بلند و ورزشکار. من از دیدنش حظ میکنم احتمالاً هم تو اینکار به خاطر تینش خواستنش . گاهی غذا میاره خونه . زندگی میگذره کم یا زیاد در کنار هم وقتی خورده میشه مزه میده امیدوارم خیالم بایت کارم هم راحت بشه .
حمد تا کار باید سریع انجام بدم . یک . بررسی خرید ماشین .
دو . رهن و اجاره بختیار و هشتگرد . باید تا اونجایی که امکانش هست پول بیشتری دستم بیاد . بررسی مهدهای نزدیک محل کارم . بررسی امکان بازنشستگی.
شاید باید با کارم ......
حرف هاشون هیچوقت یادم نمی ره . چند بار تهدید . مرگ ی بار شیون هم ی بار شاید مراجعه و صحبت با .......
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25