نمی دونم چطور میگذره ولی میگذره . کم خوابی دارم
دیشب فامیلای محمد اینجا بودن مهسا و احسان و سجاد نفری چهارصد به اضافه ی کارت هدیه که مهسا داد .
امروز هم سعید و زنش را و مادر زنش شد که پتو و لباس کادو آوردن .
یونا خیلی کم میخوابه امروز حسابی اذیتم کرد با صدای سشوار الان خوابیده شیرین من .
دانیال هم اذیت میکنه جیششو نمی که لج بازی میکنه و ....
سه شنبه ماهگرد یوناس کی میشه دو سالش خدایا بهم صبر بده دانیال رفته تولد ارمیا یازده شبه و محمد هنوز نیومده و دانیال رو هم نیاورده. اوضاع مالی محمد از همیشه بدتره با استپ کار کردن هم بلد نیست.
الان زنگ زدم پیش قاسم بود و نرفته بود سرکار همش میپیچونه به نظرم . چون از استپ کار کردن بدش میاد خدایا خودت به همه ما کمک بکن .
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62