ملی و زندگی

متن مرتبط با «دانیال» در سایت ملی و زندگی نوشته شده است

دانیال قشنگم

  • نیلوبلاگ

    به عنوان غذای کمکی سرلاک میدم حتی سرلاک گندم رو هم پسرم بالا میاره امشب آخر شب دادم رفلاکس شد و تا ده شب نخوابید آخر شب یونا ساعت هفته چون یونا هشت هشت و نیم دیگه میخوابه امشب هم رفلاکس بود و هم لثه هاش به شدت درد میکرد رفلاکس امشبش منو به یاد گذشته نه چندان دور برد سر کشیدنا و سر هم کردنا . پسرم با اینکه بزرگ شده باز هم گاهی رفلاکس میشه تو دادن غذای کمکی خیلی باید دقت کنم چون هنوز معده اش عادت نداره دکتر صبور شروع غذای کمکی رو به خاطر کمتر وزن گرفتنش پیشنهاد داد . پسرم یونا بسیار خوردنی شده خدی...

    ادامه مطلب
  • دانیال

  • نیلوبلاگ

    از ساعت پنج و شش بعدازظهر درگیر میشم گاهی حتی از چهار . تا ده یا دوازده شب . یونا یا گریه یا بغل .دانیال این وسط جوان میده برا خودش میچرخه اسباببازی هاشو ولو میکنه از یخچال آویزون میشه بارها و هزاران کار نباید.بدترین حالت موقعیه که پی پی کرده و من با یونا باید اونو بشورم دنبال کوچکترین فرصت ام که به دانیال غذا بدم یا خودم از گرسنگی نمیرم. دانیال این وسط خیلی مظلوم واقع شده دلم براش میسوزه فرسنگ ها از قبل از زایمانم فاصله گرفتم ازش تون موقع هر روز ساعت ها پیاده روی و گردش الان بهترین کاری که تونس...

    ادامه مطلب
  • دونادی دانیال

  • نیلوبلاگ

    با ی صدای بلند یونا آروم شد ساعت نه خوابید مرضیه اینا اینجا بودن از هدی خبری نیستگهگاهی منیژه اینا هم میان شبا آخر وقت . امیر با کوییک تازه اش میارتشون.یا خونه آزادی میافتم تو خواب و بیداری .یونا به نظرم چشاش رنگی بمونه و حتی روشن تر خیلی ها میگن رنگ چشاش تغییر میکنه اما من میگم آره ولی رو به روشنی و سبزی میره اولین بار فاطمه دختر بیوک خانوم به چشاش اشاره کرد یونا هم مثل دانیال زیباست اما ی زیبایی دیگه . به نظرم پوست روشن و چشمان طوسی سبز .میگن شبیه دانیاله البته اینو اولین بار خودم گفتم ولی دا...

    ادامه مطلب