سرما#
خوردگی# ام اذیت ام میکنه دیشب گلو درد و گوش درد و سینه درد داشتم سه شب از خواب از سوزش سینه پریدم سرفه های وحشتناک می کردم و شیر داغ کردم و خوردم و امروز همچنان کسل هستم . و گوش درد و سوزش مختصر سینه دارم از صبح هر چی دم نوش بوده خوردم به عطار یرفتم چهار تخم و به دانه گرفتم و چای و اب گرم نوشیدم حتی از داروی گیاهی سارا هم مصرف کردم که خیلی خوب بود ولی عطاری گفت هیچ دارویی حتی گیاههی هم نباید مصرف بشه دیروز پیش دکتر شفیعی رفتم و تنها سه دارو گرفتم که یکی اش کورتون داره و اسپری بینی هست و یکی اش لوراتادین و سومی هم امپول بتامتازون اه ، گفت از گل و گیاه تا میتونی فاصله بگیر اتاق ات گرم نباشه و از عطر و ادکلن دوری کن . امروز نزدیک به دو هفته است که
سرما# خوردم و روز به روز به جای اینکه بهتر بشم بدتر شدم دیشب شب سختی هرچند قبل از اون احساس کسالت نداشتم ، دیشب ابگوشت درس کرده بودم که بسیار محمدو خوشحال کردم و مساله بعد ی هم انجام شد امروز به همکارم خانم محمودی گفتم اونم منو راهنماییو دلداری داد . زندگی می گذره با محمد بهتره ولی تنهایی و دوری از خانواده منو اذیت میکنه مرضیه اصلا حالمو نمی پرسه فقط چند شب پیش خونه شون بودیم که حال من از اون شب بدتر شد. هیچ کس خونه من منمی یاد اگر مادر داشتم یا هر روز منزل او بودم یا مادرم به من سر میزد . اینجا تفاوت مادر و خواهر معلوم می شود در حالیکه بسیار محتاج کمک هستم . محمد دیشب حتی از سرفه های بیدار هم نشد . وسط پذیرایی لخت خوابیده بود و حتی روش رو هم نکشیده بود . اما از ابگوشت درس کرد من اونقدر خوشحال بود که به برادرش هم در شهرستان گفت که من ابگوشت درس کرده ام می خواهم دو جاری که در تهران ساکن هستن را دعوت کنم اما حالم اصلا مساعد نیست .
کودکم ............ فقط دعا میکنم کودکم سالم باشد .
ملی و زندگی ...
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 241 تاريخ: سه شنبه 27 فروردين 1398 ساعت: 11:04