روزهای ویار من

خرید بک لینک
خسته ام خوابم میاد حالت تهوع دارم ، گشنمه امه دایما ، فکر میکنم تا انتها بیست کیلو اضافه کنم دیروز جنین ام را در حالیکه نشسته بود دیدم حال روحی ام کمی بهتر شد پزشکم گفت کلیه ازمایش هایت خوب است A1C هم خوب بود هلیکوباکتر هم نداشتم اما معده درد دارم امروز خانم جنتی فهمید که باردارم ترسیدم گفت نه من متخصص ام می فهمم گفت از صورتت فهمیدم حتی ماه بارداری ام را هم درست گفت سرماخوردگی همچنان اذیتم می کند و گرسنگی. زندگی را نمی فهمم از غذا ها بیزارم و مخصوصا غذاهاایی که خودم درست میکنم همچنان گوشت چرخ کرده نداریم و من چقدر دلم غذاهای گوشتی می خواهد دست پختم را هم دوست ندارم محمد می گفت پری شب، "نه به ما شام می دهی نه .... زندگی ام همان زندگی مجردی است " و مرا ناراحت کرد در حالیکه خیلی مهربان است گاهی حرف های نیش دار می زند . محمد را خیلی بیشتر از پیش دوس دارم وقتی دست گرمش را روی شکم می گذارد و با جنین ام حرف میزند احساس شعف میکنم کار خانه برایم خیلی دشوار است نای حرکت ندارم در حالیکه کار هم می کنم دیشب تا صبح ابگوشت بار گذاشتم و این دومین بار است که تا صبح غذا بار میکنم زندگی با محمد خوب است اما دیگر از غذای اماده چای اماده خانه مرضیه خبری نیست احتمالا یکسال درسم عقب بیفتد و شاید هم بیشتر، دعا میکنم کودکم سالم باشد و ارام . کودک خواسته ناخواسته من خیلی زود خودش را به من نشان داد. زندگی دوم من با محمد که با ورود کودکی اغاز گردید این را به فال نیک میگیرم خدایا زندگی ام را حفظ کن و کودکم را .

ملی و زندگی ...

ما را در سایت ملی و زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: سه شنبه 27 فروردين 1398 ساعت: 11:04

صفحه بندی