روند رو به پایان

خرید بک لینک

احساس بدی گرفتم وقتی به خ غلامی گفتم محمد چند سال از من کوچیکتره .

اون گفت اصلا بهش نمی خوره ازت کوچیکتر باشه .

دانیال رو دیروز بردیم مهد . بعد هم ی خونه تو مهراباد دیدیم ساختمون خوب بود ولی خود خونه خوش نقشه نبود .

امید های اخر من هم رو به پایان است سعی و تلاش من نتیجه ای تا الان نداده نتونستم خونه رو عوض کنم کار بسیار سختیه.

فقط اجاره ملک مونده که کارو بسیار سخت میکنه .

چهار طبقه پله حدود 59 تا پله پدر پاهامو در اورده .

گشنمه . سرفه یکنم . قصد دارم برم سفر اما بیمارم .

کارهای محمد هم اذیتم میکنه اینکه دنبال کار نیستو وبیکار میگرده دنبال هلو بپر تو گلوه .

گشنمه زیاد چایی خوردم امروز .

ملی و زندگی ...

ما را در سایت ملی و زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 18:28

صفحه بندی