خسته بودم خسته از این همه گشتن و ناامید .
چهارشنبه بود من سرکاربودم و محمد به تنهایی برای بازدید خانه رفت و بهم خبر داد که این خانه با آن قبلی که دیدیم بسیار متفاوت است بلوک سمت چپ را چند ماه پیش دیده بودیم و بسیار کثیف و داغون بود راه پله ها کثیفو اسانسور کوچک بود هرکس به من این برج را پیشنهاد میداد میگفتم من این برج نمی رم . قیمت ها را مناسب می کردند باز میگفتم نه . اما متراژ ها مرا ترغیب میکرد. روز قبل ی بنگاهی گفته بود ی مشتری داره که پولش نقده و محسنی هم در بازدید روز قبلش بهم گفته بود که این واحد رو 100 تومن قیمتشو کم کردن و بسیار تمیزه و توش کار کرده وقتی محمد گفت خیلی خوبه گفتم پس معطلش نکنم این خودشه . اما مشتری پول نقد نیومده بود و من گفتم ای بابا بازم نشد اما ساعت 4 که رفتم خونه محمد گفت مشتری اومده و قرار بنگاه گذاشتن خوشحال شدم ساعت 6.5 رفتیم بنگاه نحوه پرداخت پولو ازش گرفتم 3150 توافق شد بعد دانیالو بردیم دکتر عبدالوهاب . ساعت نه با اون سمت قرار گذاشتیم دو ساعت حرف های ما طو.ل کشید با وامم کنار نمی امدن و از طرفی تخفیف نمی دادن 80 تومن کسر داشتم . 25 تومنش را تخفیف دادن وام را بالاخره زور چپونشون کردم بنگاهی با انها بود می گفت باید تاریخ مشخص کنیم و تاریخ سند را 18 زدن با اینکه من با مهدوی حرف زدم و اونم گفت کدوم وامی دو هفته ای اماده میشه . بالاخر قرار شد ی بند اضافه کنن که من بتونم وام مسکنمو بگیرم . دیر دیر شده بود ساعت یازده برگشتیم بنگاه تهرانسر از امیر کبیر . اونجا هم سند رو 7 مشخص کردن و تحویل رو 18 ام 350 تومن برای زمان تحویل. باز من مخالف بودم اما قبول کردم . تمام
خانه ما 71.24 + پارکینگ + انباری طبقه شش
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79