دیروز رفتیم دکتر صبور همه چیز خوب بود داروها رو عوض کرد و قوی تر . گفت قد دو ماهگی و وزن و دور سر یک ماهگی . گفت خوبه . سینه و گوشش همه چیز خوب بود گریه ها هم طبیعیه کولیک به سمت بدتر شدن میره تا دوماهگی و من بی صبرانه روز ها و حتی ساعت ها رو می شمارم از ساعت چهار پنج عصر یا شش تا ده شب یونای قشنگم گریه میکنه . دارم کم کم مطمئن میشم چشای یونا رنگی خواهد شد . دانیال رو ولی براش نگرانم عصبی و پرخاشگر و حرف گوش نکن . جیشش تو شلوارش میریزه و الان گهگاه پی پی ش . مهد میره و غذا خیلی کم میخوزه نمی تونم بهش برسم میگه یونا رو ول کن و وقتی میگم نمی تونن عصبانی میشه . دیروز میخواست بالشت رو رو صورتش بندازه گاهی کتکش میزنم و بسیار از دست خودم ناراحت میشم.
امروز ختنه یونا نشد بیمارستان نجمیه رفتیم و دکتر سنگسری رفته بود و من خوشحال شدم
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62